حسين بن حسن خوارزمي
798
شرح فصوص الحكم
است . و صاحب كشف اشتمام روايح وجود اولاد مىكند در وى ، و ادراك مىكند به ذوق شم . و لهذا بعد از ذكر ، نساء آورد و اين رايحه الَّذ روايح است . و در مثل ساير آمده است كه « أطيب الطيب عناق الحبيب » . يعنى اطيب طيب آنست كه در مىيابد محب از معانقه حبيب ، چه در او رايحهء عين و حقيقت خويش مىيابد . و لما خلق عبدا بالاصالة لم يرفع رأسه قط إلى السيادة ، بل لم يزل ساجدا واقفا مع كونه منفعلا حتى كوّن الله عنه ما كوّن . فأعطاه رتبة الفاعلية في عالم الأنفاس التي هي الأعراف الطيبة . فحبب إليه الطيب : فلذلك جعله بعد النساء . چون رسول - عليه السّلام - بندهء مخلوق شد به اصالت ، هرگز سر نه برداشت بسوى سيادت ، از براى مراعات آن چه اقتضا مىكند عين ثابتهء او از عبوديت ذاتيهء خالصه از تعيين و تقييد ، و از براى حفظ أدب در حضرت الهيه ، بلكه زايل نشد از سجدهء حضرت رب از براى تذلل و وقوف جست در مقام عبوديت و مرتبهء انفعاليت ، تا ايجاد كرد حق - سبحانه و تعالى - از روح او جميع أرواح و مظاهرش را . چنان كه در حديث آمده است كه : « حق - سبحانه و تعالى - چون عقل را بيافريد ، گفت : اقبال كن ، اقبال كرد ، و به ادبار امر كرد امتثال نمود . حق - سبحانه و تعالى - گفت : به عزّت و جلال خود كه با تو گيرم و با تو بخشم و با تو ثواب دهم و با تو عقاب كنم » الحديث . و مراد از عقل مذكور در حديث نور محمدى است كه گفت : « اوّل ما خلق الله تعالى نورى » . لا جرم حق تعالى او را رتبت فاعليت داد به اينكه خليفهء عالمش ساخت و متصرّف گردانيد در وجود عينى ، تا هر يكى را از اهل عالم كمالى ، كه لايق اوست ، عطا داد . و چون سخن شيخ در طيب بود ، اين فاعليت را تصرف در عالم انفاس داشت ، و گفت : انفاس كه اعراف طيبه است [ 334 - ر ] محبوب رسول گشت . و لهذا بعد النساء ذكر كرد . و مراد از عالم انفاس عالم أرواح است كه مؤثرند به انفاس در وجود ظاهرى . و مراد از اعراف روايح وجوديه است مر اعيان ازليه علميه را . و چون أرواح مبادى موجودات شاهديهاند كه ايشان را حمل مىكند طبيعت كليّه روحانيه ، موصوف گشت به اعراف طيبه . و چون اين روايح حاصل بعد از وجود طبيعت است كه امّ است به نسبت با كل ، طيب را بعد از نساء ذكر كرد . فراعى الدرجات التي للحق في قوله « رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ » لاستوائه عليه